فهرست مطالب

هنر گوش دادن به چه معناست؟ اگر صبور باشیم و اجازه دهیم فرد مقابل آنچه در دل دارد بیان کند، شنونده خوبی هستیم؟ اگر به این مطلب علاقمندید با دلفین همراه شوید

گوش جان دادن

آیا در مهمانی ها دیده اید شخصی مدام در حال آسمان و ریسمان بافتن با شخص دیگری است که لبخندی بر لب دارد و مدام سر خود را تکان میدهد، اما علائم کلافگی و بی دقتی به گفتار طرف مقابل در او مشهود است، آیا چنین فردی شنونده خوبی است؟ بی تردید نه

هنر گوش دادن را نباید صرفا بر اساس شنونده بودن و صبوری معنا کرد، ممکن است شما یک دقیقه به گفته های یک فرد با کیفیت بالا گوش دهید و واکنش مناسبی نیز در آن مدت نشان دهید؛ اما ممکن است نیم ساعت شنونده باشید و در این مدت نه واکنش مناسبی در کار باشد و نه دقیقا منظور گوینده را درک کرده باشید.

هنر گوش دادن به معنای توانایی شناخت صحیح و عمیق افکار و احساسات فرد مقابل و لمس کردن آنهاست.

گاهی ممکن است افکار و احساس فرد مقابل را درست تشخیص بدهیم اما این تشخیص با هم حسی همراه نباشد، برای همین یکی از مهمترین مولفه های هنر گوش دادن لمس کردن احساسات طرف مقابل است.

لمس افکار و احساسات زمینه ی صمیمیت و نزدیکی احساسات طرفین را فراهم میکند.شنونده خوب علاوه بر ظاهر پیام به باطن آن توجه میکند.

در خیلی از موارد دو فرد در حال گفتگو هر یک منتظر فرصتی برای بیان افکار و احساسات خود هستند و با نیمی از یک گوش به سخنان طرف مقابل گوش میدهند.به عبارتی انسانها هنگام گفتگو بیشتر بر افکار خود و دستیابی به فرصتی برای صحبت متمرکز هستند و کمتر گوش میدهند.

برای یادگیری گوش دادن دقیق و موثر تمرین مهارتهای زیر ضروری است

1- نشان دادن رفتاری حاکی از حضور و توجه ، توانایی تشویق فرد مقابل به صحبت
2- به کار گیری راهبرد پرسشهای باز و بسته
3-روشن و خلاصه کردن
4-انعکاس احساسات

این 4 مهارت در هم تنیده اند، و برقراری ارتباط اثر بخش را تسهیل میکنند.همانگونه که رانندگی به مهارت راننده در استفاده همزمان و هماهنگ از دنده ، کلاچ ، تنظیم سرعت ، استفاده به موقع از آینه ها ، ترمز و آگاهی کامل از اینکه راننده های اتومبیلهای دیگر چه میکنند، بستگی دارد، گوش دادن اثر بخش نیز به ترکیب و تناسب مهارتهای بالا و استفاده به موقع از آنها وابسته است.

 

شنونده مشتاق(حاضر و دقیق بودن)

از طریق توجه دقیق به صحبتهای فرد مقابل، شنونده نه تنها اطلاعات با ارزشی درباره گوینده کسب میکند، بلکه ضمن حفظ احترام او علاقه خود را به صحبتهای وی نشان میدهد، و او را تشویق میکند تا با راحتی بیشتر صحبت کند و مطلب را بیان کند.

اولین قدم در تمرین گوش دادن، تلاش برای شنونده حاضر و دقیق بودن و مقابله با وسوسه صحبت کردن است، اما این شرط لازم ولی نه کافی برای شنونده خوب بودن است.

ابعاد ارتباطی در فرد مقابل

یک شنونده خوب نه تنها به پیام ها و علامتهایی که گوینده ارسال میکند توجه میکند، بلکه به علائمی که خود نیز به گوینده ارسال میکند، واقف است.

اگر جایی که باید بیشتر شنونده باشید، بیشتر سخن بگویید، فرصت شناخت فرد مقابل را از خود سلب میکنید

برای یک شنونده حاضر و دقیق بودن لازم است از پنج بعد ارتباطی در فرد مقابل و خود آگاه باشید:

1- زبان بدن : اگر هنگام گفتگو خمیازه بکشید، کسل یا عصبی به نظر برسید، جای دیگری به جز چهره فرد مقابل را نگاه کنید،فرد مقابل برای ادامه صحبت یا طرح مسایل حساس و خصوصی تمایلی نشان نخواهد داد. هم شما هم فرد مقابلتان پیامهای زیادی از طریق زبان بدن به یکدیگر منتقل میکنید، در عوض اگر شنونده دقیق و حاضری باشید، فرد مقابل علاقه بیشتری برای طرح مسایل مهم یا خصوصی خود نشان خواهد داد.

هر شخصی که میخواهد مطلبی عنوان کند، میداند شنونده هنگامی به موضوع علاقه نشان میدهد که در حالت نشسته اندکی به جلو خم شده باشد، و علاقمندی در چهره اش مشهود باشد، و در موقع مناسب حالتهایی از چهره و بدن خود نشان دهد، که دال بر تشویق فرد مقابل به صحبت است.

هنگامی که فرد مقابل مشکل خاصی را (همچون یک تجربه دردناک) که در گذشته داشته بیان میکند، در واقع ممکن است مجدد به نوعی آن مشکل را تجربه کند، در این وضعیت بهتر است شما حالت بدنی خود ر ا به شکلی درآورید که به لحاظ فیزیکی حالت فرد مقابل را منعکس کند، این امر به این معنی نیست که اگر فرد مقابل عصبانی بود شما هم عصبانیت نشان دهید، منظور این است حالت بدنی شما نشان دهد متاثر از وضعیت احساسی فرد مقابل اید و میدانید او در چه حالی است.

زبان بدن ، در واقع یک زبان از یاد رفته است که از انجا که حالات بدنی ما به احساسات ما مربوط است ،و نمایش احساسات در انسانها مشابه است، میتوان گفت بین المللی است.به عنوان مثال خشم ، در سراسر دنیا علائم جسمانی مشابهی دارد، اما نحوه واکنش به خشم است که بر اساس فرهنگ جوامع متفاوت است،

توجه آگاهانه به زبان بدن، به تدریج توانایی خفته ما را در فهم احساست فرد مقابل بیدار میکند.

2- ارتباط چشمی : اگر بخواهیم علاقه و احترام خود را به فرد مقابل و صحبتهایش نشان دهیم طبیعی است که باید به چشمهایش نگاه کنیم.گاهی ممکن است طرف مقابل از نگاه مستقیم به چشم ما بگریزد و فقط گاه گاهی به منظور بازبینی وضعیت احساسی و فکری ما نگاهی بیاندازد، در این حالت لازم است که وی نگاهی آرام و متوجه را مشاهده کند، نه چشمانی که خیره شده اند یا جای دیگری را می بینند.

3- کیفیت صدا : بخش عمده ایی از اطلاعات هنگام گفتگو نه از طریق کلمه، بلکه چگونگی بیان کلام منتقل میشود.شدت ، زیر و بمی و ارتعاشات صدا هنگام صحبت انعکاسی از وضعیت احساسی فرد مقابل به موضوع است،طبیعی است در اینجا نیز شما با طرز صحبت کردن خود همچون فرد مقابل اخبار بسیاری از وضعیت فکری احساسی خود به گوینده منتقل میکنید.

کافی است جمله ” دستت درد نکنه” را به شیوه های مختلفی بیان کنید تا متوجه شوید آنچه بیان میشود اهمیت ندارد،بلکه چگونگی گفتن آن است که نوع پیام را مشخص میکند.

4- دنبال کردن کلام : منظور از دنبال کردن کلام تلاش برای دنبال کردن سخنان فرد مقابل و اجتناب از طرح موضوع و مساله جدید در حین صحبت است،در اینجا پرسش های ما باید برگرفته از صحبتهای خود فرد باشد ، نه دیدگاههای خودمان درباره صحبتهای او.این توانایی با شرح دادن و خلاصه کردن و سوال کردن ارتباط نزدیکی دارد.

هدف از دنبال کردن کلام نزدیک شدن به درک صحیح سخنان فرد مقابل و اجتناب از برداشتها و استنباطهای شخصی از گفتار اوست.هنگامی که فرد مقابل با هدف طرح یک مساله با شما ارتباط برقرار میکند ، اگر گفتار و سوالات شما به موضوع و محتوای سخنان او محدود شود، شما نه تنها وی را به صحبت بیشتر و دادن اطلاع عمیق تر و دقیق تر ترغیب میکنید ، بلکه وی احساس ارزش و اشتیاق بیشتر خواهد کرد.و همچنین احساس ایمنی در او تقویت میشود.

برای این کار بهتر است با خونسردی به آنچه فرد مقابل در آخرین کلمات خود بیان کرده ، اشاره کوتاهی کنید، چنین عملی معمولا فرد را برای صحبت بیشتر ترغیب میکند.

5- تشویق به صحبت : این مهارت تلاش ما را برای درک و فهم سخنان فرد مقابل به وی منتقل میکند، به عبارت دیگر، با استفاده از این مهارت شما به فرد مقابل تلویحا می گویید : دارم گوش میدهم ادامه بده….

هنگامی که فرد مقابل شروع به صحبت کرد شما با گفتن بله، تکان دادن سر ، یا اوهوم گفتن در مواقع مناسب (موقعی که جمله او تمام میشود یا در حال نفس تازه کردن است)وی را به صحبت بیشتر ترغیب میکنید.

گاهی نیز تشویق به صحبت از طریق تکرار برخی کلمات صورت میگیرد، “خب بعد چی شد؟” ، ” بنابراین…” ، ” چه احساسی داشتی؟”، “میشه یه مثال بزنی” با طرح این سوالات فرد مقابل را به باز کردن بیشتر مطلب ترغیب میکنید.

 

فراموش نکنیم تمرینهای یاد شده در جهت یادگیری هنر گوش دادن است و به معنای این نیست که ما هیچ گاه در ارتباط نباید عامل باشیم ، گفت گو را هدایت کنیم ، یا دیدگاه خود را مطرح کنیم ، بدیهی است در برخی موارد ابراز کردن خود یا هدایت دیگران گریز ناپذیر است .

این تمرینها وقتی به کار میاید که همسر فرزند کارمند دوست یا همکار گله ایی دارد یا میخواهد تجربه دردناکی برای ما بازگو کند.اینجا بهتر است به جای حرف زدن دفاع کردن و نصیحت کردن با توجه به اموزه های این مقاله ، شنونده باشیم.

منبع:کتاب سبکها و مهارتهای ارتباطی نوشته دکتر نیما قربانی

در این مقاله سعی کردیم به سوالات زیر پاسخ بدهیم :
چطور شنونده بهتری باشیم
چگونه اشتیاق طرف مقابل را برای صحبت کردن بیشتر کنیم
چطور از طریق زبان بدن احساسات طرف مقابل را درک کنیم
در ادامه بخوانید: چگونه شنونده فعالتری باشیم

#